الشيخ رسول جعفريان
278
تاريخ سياسى اسلام (سيره رسول خدا ص) (فارسى)
بر ضد رسول خدا صلى الله عليه و آله و سلم باز شد . « 1 » پيش از آن مشركان مىبايست ابوطالب عليه السلام را براى تسليم كردن رسول خدا صلى الله عليه و آله و سلم به آنان ، راضى مىكردند . يك بار نيز با پررويى تمام از او خواستند تا وى را تسليم آنان كند تا او را بكشند . ابوطالب حاضر به چنين كارى نشد . شب آن روز ، رسول خدا صلى الله عليه و آله و سلم ناپديد شد . ابوطالب و ديگر فرزندان عبد المطلب جمع شدند . ابوطالب بطور پنهانى به هر يك از آنان آهن تيزى داده گفت تا همراه او داخل مسجد الحرام شوند و هر كدام در كنار يكى از بزرگان قريش كه يكى از آنان ابوجهل است بنشينند ، اگر محمد كشته شده باشد نبايد آنها مصون بمانند . چنين كردند تا آن كه زيد بن حارثه رسيد و گفت كه با رسول خدا صلى الله عليه و آله و سلم بوده است . ابوطالب گفت : داخل منزل خود نخواهد شد مگر آن كه او را ببيند . زيد نزد پيامبر صلى الله عليه و آله و سلم كه در خانهاى كنار كوه صفا با جمعى از يارانش نشسته بود رفته و او را آگاه كرد . فرداى آن روز ابوطالب ، قريش را از تصميم خود آگاه كرد و گفت اگر او را كشته بوديد ، حتى يكى از شما را باقى نمىگذاشتم تا همگى از بين برويم . پس از آن قريش درهم شكست و ابوجهل پيش از همه . « 2 » با اين حال گذشت كه مواردى از آزار جسمى كه محتمل است برخى از آنها ، پيش از رحلت ابوطالب بوده و عمدتاً بايد پس از آن باشد - چون تاريخ دقيق آنها را نمىدانيم ، اما با توجه به آنچه گذشت چنين ارزيابى مىكنيم - گزارش شده است . عُقْبة بن ابى مُعَيْط يك بار جسارت كرده عبايش را بر گلوى رسول خدا صلى الله عليه و آله و سلم انداخت و تا حد كشتن آن حضرت ، آن را فشار داد . « 3 » رسول خدا صلى الله عليه و آله و سلم عقبة بن ابى معيط را كه در جنگ بدر به اسارت در آمده بود ، بكشت و دليل آن را دشمنيهاى گسترده وى با اسلام در مكه ياد كرد . آن حضرت فرمود : اين عقبه ، زمانى كه من در سجده بودم آنچنان بر روى گلوى من فشار آورد كه احساس كردم چشمانم از حدقه در آمده است . « 4 » همچنين گفته شده كه عقبه همراه ابولهب عذره و كثافات بر در خانهء رسول خدا صلى الله عليه و آله و سلم مىريخت . « 5 » پيامبر صلى الله عليه و آله و سلم مىفرمود : من در ميان دو همسايه بد بودم : ابولهب و عقبه ، آنان شكمبهها را بر در خانه من مىريختند . عايشه راوى حديث مىافزايد : رسول خدا صلى الله عليه و آله و سلم در خانه آمد ، آنها را جمع آورى مىكرد و مىفرمود : اى فرزندان
--> ( 1 ) . طبقات الكبرى ، ج 1 ، ص 211 ؛ السيرة النبويه ، ابن كثير ، ج 1 ، ص 276 ؛ السيرة النبويه ، ابن هشام ، ج 1 ، ص 416 ( 2 ) . طبقات الكبرى ، ج 1 ، صص 203 - 202 ؛ به قصيدهء لاميه ابوطالب كه در آن شرحى از چگونگى آزار قريش و تصميم خود در دفاع از رسول خدا صلى الله عليه و آله و سلم را بيان كرده مراجعه كنيد : السيرة النبويه ، ج 1 ، صص 272 ( 3 ) . المصنف ، ابن ابى شيبه ، ج 7 ، ص 331 ( 4 ) . انساب الاشراف ، ج 1 ، ص 148 ( 5 ) . انساب الاشراف ، ج 1 ، صص 147 - 131